شب قدر است و من قدري ندارم
چه ســــــــــازم توشه قبري ندارم
شب قدر است و من کاري نکردم
امــــــــام خويـش را ياري نکردم
+ نوشته شده در جمعه
1387/06/29ساعت 21:23  توسط محمد
|
+ نوشته شده در جمعه
1387/06/29ساعت 7:51  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/28ساعت 17:19  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/28ساعت 15:16  توسط محمد
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/28ساعت 15:13  توسط محمد
|
خوابی دیدم...
خواب دیدم در اهل با خدا قدم می زنم بر پهنه ی آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد در هر صحنه
ودو جفت جای پا روی شن دیدم
یکی متعلق به من
دیگری متعلق به خدا
وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد
به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم
فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است
همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده
این واقعا برایم ناراحت کننده بود
و درباره اش از خدا سوال کردم
خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه بت من خواهی بود
نمی فهمم چرا زمانی که بیش از هر وقت دیگری به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی
خدا پاسخ داد:بنده ی عزیزم من در کنارت هستم
هرگز تنهایت نخواهم گذاشت
اگر در آزمون ها و رنج ها
فقط یک جفت پا دیدی
زمانی بود که تو را در آغوشم حمل می کردم....
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/28ساعت 0:37  توسط محمد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/06/27ساعت 14:36  توسط محمد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/06/27ساعت 14:33  توسط محمد
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/06/27ساعت 0:47  توسط محمد
|
بدگویی پشت سر این و آن تو را به یك بیماری
خطرناك مبتلا می سازد همیشه عیب
های دیگران را باید جلوشان و خوبی هایشان
را پشت سرشان گفت در حالی كه كار
تو برعكس این است.
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/06/26ساعت 1:24  توسط محمد
|
این منم که تو را می خوانم
نه پری قصه هستم در افاق داستان
ونه قاصدکی در یک قدمی تو
کسی که همواره به یاد توست
مینویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند
که تو مهربانترین مهربانی
پس ارام و گرم می نویسم:
دوستت دارم ...
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/06/24ساعت 16:47  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 2:20  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 2:10  توسط محمد
|
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 1:49  توسط محمد
|
۱. با کسي ازدواج کن که با لذت با او حرف بزني چون وقتي پير شدي اين خصوصيت از همه چيز مهم تر است.
۲. هر چيزي را باور نکن
۳. با همه پشتکاري که مي تواني داشته باشي زحمت بکش
۴. به هر اندازه که لازم است نخواب
۵. وقتي به کسي ميگويي دوستت دارم منظورت همين باشه و بس ( اينو بيشتر خانم ها دقت کنن)
۶. وقتي به کسي مي گويي متاسفم به چشماش نگاه کن
۷. پيش از ازدواج حداقل ۶ ماه نامزد باش
۸. به عشق در نگاه اول معتقد باش
۹. هرگز به آرزوهاي بقيه نخند کساني که آرزو ندارند چيز زيادي ندارند
۱۰. عميق و با گرمي عاشق باش
۱۱. شايد قلبت بشکنه اما يادت باشه که تنها راه زندگي کامل است
۱۲. هنگام سوء تفاهم منصفانه معادله کن اما لطفا توهين نکن
۱۳. افراد را از روي خانواده آنها نسنج
۱۴. آهسته حرف بزن اما سريع فکر کن
۱۵.وقتي کسي از تو چيزي ميپرسد که نمي خواهي جواب بدهي اول تبسم کن و بعد بپرس چرا مي خواهي بداني؟
۱۶. يادت باشه که عشق بزرگ و موفقيت بزرگ همراه است با ريسک بزرگ
۱۷.هرگز اجازه نده يک دعواي کوچک يک دوستي بزگ را خدشه دار کند.
۱۸. وقتي متوجه اشتباهت شدي به سرعت آن را اصلاح کن
۱۹. وقتي گوشي تلفن را برمي داري با لبخند جواب بده ِطرف مقابل اين را متوجه مي شود.
۲۰. زماني را براي خود اختصاص بده
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 1:22  توسط محمد
|
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 1:16  توسط محمد
|
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي
گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي
هستم که دردهايش را در خود نگاه ميدارد.
و سرانجام گنجشک روي شاخه اي
از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشک هيچ نگفت و خدا
لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.
گنجشک گفت :
لانه کوچکي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي کسي ام. تو همان را
هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم کجاي
دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه کلامش بست.
سکوتي در عرش طنين
انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود.
باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمين مار پر گشودي.
گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.
خدا
گفت: و چه بسيار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمني ام برخاستي! اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو
ريخت ...
هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد ...
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 1:12  توسط محمد
|
راز عشق در اين است که باورها ،آرمان ها و اهدافتان را با يکديگر در ميان بگذاريد.
***
راز عشق در اين است که وقتي پيشنهادي به ذهنت مي رسد به نياز خودت براي بيان آن فکر نکني، بلکه به علاقه ديگري به شنيدن آن فکر کني.
***
اگر لازم بود،حتي ماه ها صبر کن تا آمادگي شنيدن آنچه را مي خواهي بگويي پيدا کنيد.
***
راز عشق در آرامش است، زيرا آرامش باعث تکامل عشق مي شود. عشق هواي نفس و احساسات شديد نيست.
***
عشق انسان ها نسبت به يکديگر بازتابي از عشق ازلي است خداوندگار آرامش کامل است.
***
راز عشق در اين است که در وجود يکديگر عاشق خدا باشيد،تا همواره علي رغم
همه اشتباهات، تشنه رسيدن به کمال باشيد، چرا که بشر همواره علي رغم موانع
فراوان، سعي مي کند به سمت آرمان هاي جاودانه حرکت کند.
***
راز عشق در اين است که محبت تان را بسط دهيد تا تبديل به عشق واقعي ميان
دو انسان شود.سپس آن عشق را که دست پرورده پرودگار است بسط دهيد تا بشريت
و کل مخلوقات را در بر گيرد.
+ نوشته شده در شنبه
1387/06/23ساعت 1:9  توسط محمد
|
اگر آدمی زندگی را دوست می داشت هرگز در ابتدای تولد نمی گریست....
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/06/05ساعت 19:49  توسط محمد
|
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/06/05ساعت 19:48  توسط محمد
|
+ نوشته شده در جمعه
1387/06/01ساعت 15:11  توسط محمد
|